و فا يون (دوازدهم ـ 2) تأليف شد. بزرگترين لغتنويس سانسكريت در سدههاي ميانه هماكاندرا (دوازدهم ـ 2) بود. وُپَدِوا (سيزدهم ـ 2)، نوع تازهاي از دستور زبان سانسكريت را تأليف كرد.
مهمترين آثار سانسكريت اين عصر مجموعهٴ عادات و رسوم هندو تأليف همادري (سيزدهم ـ 2)، و
مجموعهقوانين برمه تأليف واگارو (سيزدهم ـ 2) است. در حدود 1320 كاندِشوارا مقررات برهمني را تأليف كرد. شايد آثار ديگري از اين عصر در خور ذكر ميبود اگر از تاريخ نگارش آنها ميتوانستيم مطمئن باشيم و حتي دربارهٴ آنها ميشد بحث كرد، ولي متأسفانه اكثر آثار سانسكريت قديم فاقد تاريخاند و تبيين تاريخ نيز براي آنها ميسر نيست.
پالي تقريباً فقط يك زبان بودايي است و چنان به سانسكريت نزديك است كه تا مدت زيادي تأليف دستور زبان جداگانهاي براي آن ضروري به نظر نميرسيد. دستور زبان سانسكريت نيازهاي ادباي پالي را برميآورد، همچنانكه دستور زبان لاتيني نياز فرانسهزبانان را برآورده ميساخت. وقتي بوداداتا، بوداگوسا (پنجم ـ 1)، و داماپالا،1 فضلاي معروف بودايي، تفسيرهاي خود را نوشتند، فقط قواعد پانيني (چهارم ـ 1 پم)، را در عبارات پالي بهكار بردند.
نخستين دستوريان پالي، كاكايانا (از زماني نامعلوم)، آگاوامسا (دوازدهم ـ 2)، و مُگالانا (دوازدهم ـ
2) بودند. آگاوامسا برمهاي بود و مگالانا سينگالي، و آنان مكتبهاي رقيبي را پديد آوردند. هر دو دستور زبان پالي را نوشتند و مگالانا موٴلف نخستين واژهنامهٴ پالي است.2
نويسندگان مهم پالي در عصر مورد بحث ما عبارت بودند از وِدِها و گردآورندهٴ ناشناس
تاريخ
سينهالي در سيلان و مِـدامكارا در برمه.
27. زبانهاي دراويدي
اكنون به چند زبان غيرآريايي هند ميرسيم كه همگي به گروه دراويدي تعلق دارند. اطلاق لفظ غيرآريايي به آنها موجب ابهام خواهد بود، چون زبانهاي غيرآريايي ديگري در هند وجود داشت، مانند موندا، كه با زبانهاي هندوچيني ارتباط داشت و در شمال خاوري تكلم ميشد و گويشهاي برمهاي ـ تبتي هيماليا و غيره. زبانهاي دراويدي هم در هند و هم (دستكم يكي از